سال 1393
می رسد از ره بهار و باز عشق / بر رخ عالم تبسم می کند عالمی دیدم که از لبخند عشق / باز دست و پای خود گم می کند می رسد از پیچ و خم های زمان / میکند با قلب عالم گفتگو می شود با با باد و باران همسفر / مهربانی را کند او جستجو می رسد اینک بهار از راه دور / از دیار کوروش و جمشید وکی از ازلها از همیشه تا ابد / می رسد همراه چنگ وعود ونی می رسد هنگام تحویل زمین / می رسد نوروز جاویدان ما می رسد اینک بهار و عید نو / یادگار کهنه ی ایران ما ...







